ستار خان و باقر خان

     لشكركشي بزرگ يپريم ارمني به  اهر ومقاومت رحيم خان دربرابر وي شايدنقطه عطف تاريخ ايران بوده باشد كه درخاك پاك اين خطه رقم مي خورد، مي گوينداگر قدرت شصت تيرهاي مدرن افراديپريم نبودند! واگر شاهسونها خلف وعده نكرده بودند! چه بسا طومارمشروطيت ومشروطه خواهي دراهرپيچيده  مي شد وتاريخ كشور اينگونه كه هست نوشته نمي شد.

رحيم خان شكست مي خورد، ودرارك تبريزكشته مي شود اماتاريخ قره داغ پايان نمي پذيرد اين بار اميرارشد نامي از طايفه حاج عليلو درقلب تاريخ كشورمي تازد وصاحب نام وآوازه  مي شود، معروف است بعداز جنگ با سيميتقو تصميم به فتح تهران را داشت، آن هنگام كه شاه جوان قاجارمضطرب وپريشان بوده وژنرال آيرون سايد انگليسي باهمكاري رضاخان ميرپنج وسيدضياء طباطبائي نقشة شوم كودتا را براي كشور تدارك مي ديده اند.

وقايع تاريخي ازاين دست بيانگر نقش بااهميت مردم اين سامان درتاريخ ايران است بطوريكه تاريخ ارسباران به تنهائي بخش مهمي ازتاريخ معاصركشوررا بازگو مي كند. بااين اوصاف داخل شهراهردرمواجهه با چنين رويدادهائي كاملاً آگاه بوده است درسايه امنيت واقتدار رؤساي طوايفي كه همواره بعنوان حاكمان قره جه داغ منسوب مي گشتند فعاليت اقتصادي  دامنه داري را دنبال وثروت اندوزي نمايند، درواقع شهراهر درمقايسه باديگر شهرهاي همسطح، يك طبقه منسجم ازثروتمندان وزمينداران را داشته است كه درطول ساليان نسل اندرنسل ثروت ومنزلتشان محفوظ بوده است. معروف است بعد از غارت اردبيل كه  اين بارشاهسونها رحيم خان را هم دركنارخود داشته اند، برخي همراهان نقشة حمله به اهر  را هم مي كشيده اند كه بامخالفت آشكار آقاخان نصرت الملك مواجه مي شوند. موضوعي  كه خود رحيم خان نيز هرگز تمايلي بدان نشان نداده و سبب آزردگي خاطر شاهسونها ازوي  شده است. بدينسان بود كه مردم اهر درصلح وآرامشي چنين پايدارمي توانستند ازمجموع ظرفيتها وقابليتهاي نهفته بهره ها ببرند. بيش ازهزار روستاي آبادوپررونق از منتهي اليه خداآفرين گرفته تا قلب محال خاروانا، فقط به بازار اهرجهت دادوستد دسترسي داشته اند، كاروانسراهاي داخل شهر هرروز پذيراي مردمي بوده اند كه محصولاتشان را براي فروش درمراكزمتعدد تجاري شهر عرضه مي كردند، علاوه بربازار سرپوشيده اهر كه تقريباً بناي آن دست نخورده باقي مانده است راسته سه دكانلار وراسته مسجدسفيد به اضافه محلة  قلعه قاپوسي ازمراكز مهم دادوستد در اهر بشمارمي رفته است. همچنين وجود بازارهاي به اصطلاح تخصصي كه محلّ تجمّع اصناف وپيشه هاي خاصّي بوده اند، ازجملة آنها مي توان به بازار مسگران (مسگرخانه)، بازاركلاه دوزان، راسته آهنگران، ميدان دواب، ميدان تره بار  و . . . كه هركدام به تنهائي حكايت ازحجم بالا وقابل توجهي ازعرضه وتقاضادربازاراهر داشته ودلالت بر نوعي ازانضباط شهري و اعمال مديريت عمومي صحيح دراجتماع آن دوران مي نموده است.

    

                                  بازار اهر در سالهاهاي ۴۶ و ۱۳۴۷

  حاكم شهر درمحلي معروف به قلعه مي نشسته است كه متاسفانه امروزه هيچ آثاري ازعمارت وبناي مربوط به آن باقي نمانده ولي ازشواهد و قرائن خصوصاً روايات قديمي ها پيداست كه عمارت آن درمحلة قلعه قاپوسي بوده است. (اين محله هنوز هم  به همين نام خوانده مي شود) 

مجموعة شهر اهر از سه محلة مجزا تشكيل مي شده است كوي ساداتلو، كوي نخجوانلو   و كوي باغبانلو. هر سه محله مسكوني بوده و درحدفاصل آنها باغات انبوهي وجود داشته كه تنها ازطريق معابر وكوچه هائي به مراكز شهر منتهي مي شدند، اغلب خانه ها درعرصه هاي وسيع بنا شده و نوع مصالح بكاررفته درديوارهاي آنها خشت خام بوده و درتزيين نماي بيروني ساختمانهاي ثروتمندان واربابان آجرهاي رسي پخته بكارمي رفته است، بطوريكه تاهمين اواخر بيشتر اين بناها قابل استفاده بود و هرناظر تيزبيني ازمشاهدة زيبائي وتقارن قابل تحسين آنها مي توانست به وجود معماران چيره دست محلي و ساكنين خوش سليقه و باذوق آنها درآن دوران پي ببرد. در ساختن سقف بناها درختان سپيداروتبريزي بكار مي رفته كه روي آن را باتخته يا چوب حاصل از شاخه هاي همان درختان پوشانيده وسپس  با استفاده ازخاك و كاه گل تراز مي كرده اند. البته درخانه هاي اربابي چوب هائي موسوم به بغدادي را با مهارت خاصي جهت تزيين نماي داخلي سقف ها (مشابه سقفهاي كاذب امروزي) بكارمي بردند كه درنوع خود بسيار جالب توجه بوده وعرصه اي جهت هنرنمائي نجاران آن روزگار، تا از مصالح چوبي نقش ونگارهاي زيبا وخيال انگيزي بيافرينند.                   

آب شهر از تعدادي قنات تامين مي شده كه درمحله هاي مختلف شهر وجودداشته و آب  قنات ها را معمولاً ازطريق جوي هاي واقع درمعابر عمومي جهت استفاده عموم وآبياري باغات داخل شهر جاري مي كردند. امروزه هيچ اثري ازاين قنات ها بچشم نمي خورد       وتقريباً همه آنها ازبين رفته است. باتوجه به ارتفاع سطح بناي بقعه شيخ شهاب الدين بسيار بعيد مي نمايد بدون استفاده از پمپ، زماني توانسته باشند آب رودخانه اهر چاي را برروي اراضي اطراف بقعه شيخ شهاب الدين سواركنند. بناءً دراخباربه اينكه، آب قنات محله چلب وردي را ازمنتهي اليه شمال شهر، براي تامين مصرف آب در بقعه ودرختان اطراف آن به جنوبي ترين نقطه شهرمي برده اند، ترديدي روا نيست.

علاوه بر قناتهاي داخل شهر، باغات اطراف شهراز آب رودخانه اهر چاي تامين مي شده است. يادآوري تعداد وانبوهي اين باغات و اتصال آنها به باغات داخل درمحدوده محلات شهر،  مي تواندگوشه اي ازعظمت ازدست رفته و آباداني وعمران زايدالوصف شهراهررا در دورانهاي قبل درخاطره ها زنده كند. زيرا باگسترش بي رويه شهر وافزايش افسارگسيخته جمعيت درآن، روز بروز از تعداد و مساحت اين باغات كاسته شده و امروزه ساكنين شهراهر را درمقايسه با شهرهاي مشابه، از نعمت درآمد و سايربركات باغ هاي حاشية شهري محروم وبي نسيب نمايد. درجوار رودخانه اهرچاي هنوز آثار وبقاياي باغات واراضي بزرگ آبي بچشم مي خورد كه درروزگاري نه چندان دور، عمده ترين محل درآمد ومعيشت ساكنين محله باغبانلو درحاشية جنوبي شهر بوده است،  بطوريكه درتوصيسف اهميت وكثرت باغبانان وكارگران شاغل در باغات واراضي آبي مذكور، همين بس كه بعنوان يك طبقه اجتماعي مشخص وجاافتاده اي شمرده شده واغلب در يك محله بخصوصي متمركزبوده اند. امروزه  اين محله باحفظ تركيب وبافت قديمي  باقي مانده و درمقايسه با قسمت هاي ديگر ازشهر داراي ويژگي هايي ست كه ازجمله مي توان: خانه هاي باعرصة كوچك و كوچه ها و معبرهاي تنگ وپيچ درپيچي را درآنجامشاهده كرد كه در سينة ثپه اي واقع شده است. انتخاب چنين محلي باخصوصًيات ذكر شده جهت احداث خانه هاي باغبانان وكارگران باغات واراضي آبي ناشي ازاين طرزفكر بوده است كه اولاً  فاصلة محل زندگي اين طبقه با محل كارآنها كمتر باشد، خصوصآً بادرنظرگرفتن اينكه اغلب درفصلهاي بهار وتابستان افراد اين طبقه با اعضاءخانوادةشان جهت مراقبت ازمحصول دركلبه هايي واقع درباغات زندگي  مي كرده اند، ثانياً ارزش زمين براي اين طبقه درآن محل بسيار زياد بوده وسعي وافرداشته اند كه براي احداث خانه مسكوني ومعابر، اززمين بي مصرف وكم ارزش استفاده كنند، برعكس ساكنان محلات ديگر، كه باغات واقع درآنها كمترازجنبه اقتصادي شان مدنظر بوده است.

 

 قحط و غلا در ارسباران

 

از زمان قديم اطلاعاتي در دست نيست .لكن در اين يك قرن سال 1288و1320 قمري در تبريز و ساير جاها و با شيوع يافتن(بيماري وبا) و منطقه قراجه داغ بواسطه ارتفاع محل يا علل ديگر چندان گرفتار نبوده بطوريكه وليعهد و رجال ديگر نيز به ارسباران آمده و تا رفع وبا و بلا در اين ولايت گذارده اند

مرحوم حكيم الملك صحبت ميكرد در وباي 88 بچه بوده درمعييت خانواده خود بقرا خلج و كقالق اهر آمده و تا خاتمه وبا در آنجا مانده اند در قحطي 1336 قمري كه همه جا حتي ارسباران انبار غله آذربايجان دچار قحطي شده بود خود نگارنده آنروزها را بياد دارم كه موقع رفتن به مدرسه از هر جا ميگذشتيم روي نعش ها پارچه كشيده براي دفن مرده ها و نگاهداري زنده ها پول و اعانه جمع ميكردند . ده ها نفر زن و مرد برهنه كه از فرط لاغري و گرسنگي - از او مانده بر استخوان پوستي- با قيافه هاي وحشتناك دور لاشه اسب و الاغ جمع شده و براي بردن و خوردن تكه از گوشت آن همديگر را چنگ ميزدند . و وضع طوري شده بود كه احتياطا همراه نوكر به مدرسه ميرفتيم البته اذيت و آزار اشرار حاجي خواجه لو و غيره نسبت به زارعين و دهات اطراف و دنباله جنگ بين الملل و پراكندگي اردوهاي متلاشي شده روسي هم در تشديد اوضاع بي تاثير نبود.

تاريخ مينويسد در يكي از محاصره هاي هرات طوري قحط و غلا شد كه سر لاشه سگ و گربه افراد همديگر را ميكشتند . اعوذ بالله من الجوع. چندين كميسيون اعانه و خيريه در شهر تشكيل و هر كس بقدر مقدور كمك ميكرد لكن كشته از بسكه فزون بود كفن نتوان كرد گندم خرواري سيصد الي چهار صد تومان رسيده و آن موقع ليره يكي دو تومان بود و حالا هفتاد و شش تومان است.

از اينقرار خرواري ده هزار تومان ميشود. خانواده هاي بسياري از بين رفته و معدودي هم از اين فاجعه ببركت و نوا رسيدند و عده زيادي تلف شد كه شرح آن باعث صد گونه ملال است.

 

 

نام اهر از كجا سرچشمه گرفته است؟

  سرزمين وسيع ارسباران به مركزيت اهر يكي از زيباترين مناطق كشور پهناور ايران محسوب ميشود اين منطقه كه شامل شهرستانهاي اهر و كليبر ميباشد به علت قدمت تاريخي و تمدن كهنش و پوشش زيباي گياهي "جنگلهاي معروف ارسباران"هنوز هم مورد لطف هيچ دولتمردي قرار نگرفته . نه تنها در حال حاضر بلكه از زمانهاي قديم اين بي توجهي وجود داشته چنانكه در زمان صفويه بدليل توجه پادشاهان صفوي به شهر هاي اردبيل و تبريز اين شهر را از غافله رونق و پيشرفت عقب انداختند.وجه تسميه اهر: مورخان در مورد علت نامگذاري اين شهر به اهر به موارد گوناگوني اشاره كرده اند از جمله اينكه نام اين شهر در قديم ميمند بوده چنانچه نويسنده كتاب حدود العالم در سال 375 ه.ق از اهر بنام ميمند نام برده و اين منطقه را منطقه اي بسيار آباد توصيف كرده استبعضي ديگر از مورخان در مورد نام اهر اينگونه بيان كرده اند كه اهر از كلمه ا ه ر "بفتح الف و سكون ه" كه در زبان عربي معني درخت ون را ميدهد.گرفته شده است. چرا كه در اين منطقه خوش آب و هوا بعلت وفور درختان ون به اين نام ناميده شده است .كه بعدها اهر نام ميگيرد.چنانكه در قرون اوليه اسلامي از آن بنام اهريج ياد شده استعده اي ديگر از مورخان نيز نام اين شهر را ريشه در عقايد مذهبي آنان دانسته چنانكه كلمه اهر را از كلمه هر و هور كه بمعناي خورشيد ميباشد و نشان دهنده مذهب مهر و هور پرستي اين منطقه دارد . همچنانكه اسامي مناطق وابسته به اين شهر تاييد كننده اين موضوع ميباشد مناطق زير مويد مهر پرستي اين مناطق در دوران قديم ميباشدبخش هوراند: همان اهورا وند است به معناي مكان خورشيدبخش خروانق : به معناي نگهبان خورشيد ميباشدو.............. در قسمتهاي بعدي به تاريخ ارسباران و طبيعت بكر اين منطقه و قلعه هاي زيادي كه در اين ديار واقع شده اند خواهيم پرداخت. قلعه معروف بابك خرمدين در اين منطقه قرار داردلازم به توضيح است چون مطالب فوق از تخصص نويسنده خارج است اميد آن ميرود ايرادات و اشكالات آنرا اعلام تا در همين مكان تصحيح گردد باتشكر و امتنان . پيروز و سر بلند باشيد

 


جمعه چهارم 9 1390

اين دهستان كه مركز آن روستاي چناب است و 44 روستاي تابعه دارد از نظر تاريخي داراي اهميت فوق العاده اي مي باشد. چناب در دره اي با صفا قرار دارد و در يك كيلومتري باختر آن در پشت دو كوه سنگي، دره اي تاريخي به نام قوبول دره سي واقع شده كه در مقابل آن كوهستان هشتادسر(هشته سر) قرار گرفته است. كوهستان هشتادسر، مسكن ياران بابك خرمدين در ارسباران بوده است. در اين كوه ها آثار متعدد قلعه هاي تاريخي و مركز ستاد افشين در برزند و ارشه (ارشق) مشگين شهر، به چشم مي خورد. دره قوبول دره سي، جهتي خاوري – باختري داشته و رودهاي كوچك و جويبارهاي متعددي از اين دره به سوي رود قره سو جاري است. دشت گسترده وسيعي به نام لشگرگاه يا ميدان هوشنگ شاه در اين قسمت واقع است كه قطعات سفال شكسته و سنگ چخماق، مربوط به قرون اوليه هزاره اول قبل از ميلاد مسيح، به طور پراكنده در آن ديده مي شود. درسمت جنوب و خاور روستاي چناب، آبكندي عمودي و بلند از فرسايش رودخانه به وجود آمده كه در حدود 2 كيلومتر درازا و بيش از 150 متر ارتفاع دارد. بر بدنه و بالاي اين آبكند، *غارهايي موجود است كه به گفته اهالي، *يكي از غارها گنجايش دو هزار نفر را دارد. در سمت خاور روستا در پشت آبكند زيارتگاهي به نام جال تالان وجود دارد. در حفاري هاي اين منطقه مجسمه هايي به دست آمده كه اكثرا صورت مردان جنگي را دارند كه دست بر سينه و درحالت عبادت يا خدمت ايستاده اند

 


مسجد جامع اهر
مسجد جامع اهر در كوچه مسجد جمعه اين شهر واقع شده و منسوب به دوره سلجوقي و اتابكان است. اين مسجد از نظر شيوه معماري و تزيينات از مساجد بسيار زيباي استان مي باشد. در ورودي مسجد طاق نماي آجري و ازاره معمولي دارد. بر بالاي آن لوحه ها و در لچك هاي آن پنچ گل نقش بسته است. سنگ نبشته بالاي سر در حاوي تاريخ و نام باني آن مي باشد.
مسجد جامع خروانق اهر
اين بنا در روستاي خروانق در 45 كيلومتري شهر ورزقان– از توابع آذربايجان خاوري – واقع است. بناي اصلي مسجد به سده هاي ششم و هفتم هجري منسوب مي باشد كه در دوره قاجاريه مرمت و تعمير شده است. درازاي اين مسجد 60/19 متر و پهناي آن 80 /13 متر و قطر گنبد اصلي آن 8/5 متر است. فضاي زير گنبد از پنجره هاي ديوار خاوري نور مي گيرد. در بخش شمالي بنا كه مقطعي صليب وار دارد سكوي مرتفعي است كه ازطريق پلكاني كه از مدخل ديوار شمالي شروع مي شود، قابل دسترسي است. در اصل، تنها مدخل فضاي زير گنبد، از طريق ايوان بوده كه بعد ها با برش مورب گوشه شمالي ديوار راهروي ديگري به اين فضا باز كرده اند. در شمال گنبد خانه، اتاق طويلي با در گنبد، طاق نما و پنجره هاي باريك وجود دارد كه تنها از طريق مدخل شمالي مي توان به آن وارد شد. گمان مي رود كه اين فضا به نمازخانه بانوان يا قرائت قرآن اختصاص داشته است. ظاهرا بناي فعلي مسجد در دوره شاه صفي (در عهد صفوي) احداث و در دوره قاجار تعمير شده باشد. در اين مسجد دو كبيته نيز وجود دارد.
.

 

بقعه شيخ شهاب الدين
شهر تاريخي و زيباي اهر، به نام مدفن عارف بزگوار شيخ شهاب الدين اهري، درتاريخ معروف و مشهور است. بقعه اين عارف نام دار در بخش جنوبي اهر در محوطه بسيار با صفايي كه گردشگاه اهالي اين شهر مي باشد، بنا شده است. بقعه شيخ شهاب الدين داراي يك ايوان بزرگ، دو مناره بلند، دو ايوان كوچك و مسجد بزرگ و خانقاه معروف به قوشخانه و اتاق هاي كوچك دراطراف بقعه، همين طور چيني خانه يا چله خانه و مسجد كوچك مي باشد. در صحن اين بقعه كه با حصارهاي سنگي بسيار زيبايي محصور شده آرامگاه شيخ بزرگوار قرار دارد. در داخل مسجد كوچك در ضلع جنوبي آن دستخط شيخ بهايي محمد عاملي به چشم مي خورد كه تاريخ آن مربوط به سال 1018 هجري قمري است. تاريخ بناي بقعه را به دوره صفويه نسبت مي دهند. بناي مقبره و مسجد شيخ شهاب الدين در مقايسه با بقعه شيخ امين الدين جبراييل در كلخوران اردبيل استادانه تر است. در واقع گچبري، معماري و نقاشي مسجد شيخ شهاب الدين حد كمال اين هنر را مي رساند. شباهت معماري دو بنا به علت همزمان بودن آنهاست و هر دو نيز به امر شاه عباس صفوي ساخته شد. شيخ شهاب الدين اهري از عرفاي مشهور قرن هفتم هجري است كه در اين مكان به هدايت و ارشاد طالبان حق و طريقت پرداخته و به درجه قطب نايل گرديده است. شيخ شهاب الدين داراي مذهب شيعه اثني عشري از سلسله مباركه طريقت ذهبيه بوده و طريقت خود او شهابيه نام داشته است. مرحوم سيد ابوالقاسم نباتي (مجنون شاه قراجه داغي) در سال 1250 هجري قمري در تعريف اهر و بقعه شيخ شهاب الدين اهري چنين سرود:
اي خوشا خاك قراداغ كه خلدآيين است
منظر ماه و ملك مهبط حورالعين است
عرش با آن عظمت سجده كند بر خاكش
زانكه آرامگه شيخ شهاب الدين است

 

سنگ نبشته ها و كتيبه ها
]
سنگ نبشته سقندل اهر
اين كتيبه در كوهي به نام زاعي يا قيه در دو كيلومتري خاور ورزقان از توابع اهر قرار دارد. درازاي آن 115 و پهناي آن 47 سانتي متر و مشتمل بر 10 سطر است. اين كتيبه را محمد جواد مشكور كشف كرد و درسال 1330 شمسي آن را به جهانيان شناساند. همين كتيبه را بعدها دانشمند اوراتوشناس گرجي به نام مليكشويلي از روي عكس آن خواند و نتيجه پژوهش خود را در اين باره در سال 1960 انتشار داد. اين كتيبه به ساردوي دوم (33-750 ق. م) پسر آرگيشتي اول تعلق دارد و در آن از حمله به ناحيه كوهستاني پولو آدري و گشودن 21 دژ و تصرف 45 يا 44 شهر در يك روز، سخن مي رود. مليكشويلي حدس زده است كه پولو آدري محل زندگي يك طايفه كوه نشين در شمال آذربايجان ايران بوده و كتيبه به حوادث سال هاي 45- 747 قبل از ميلاد مربوط مي شود.

 

رباط ها و كاروانسراها

رباط شاه عباسي گويجه بيل اهر

گردنه گويجه بيل در 93 كيلومتري تبريز و 24 كيلومتري اهر قرار دارد. در اين ناحيه دو كاروان سراي قديمي وجود دارد كه در زمستان ها مورد استفاده كاروانيان قرار مي گرفت. در مسير تبريز به اهر ابتدا به كاروان سراي علياي گردنه بر مي خوريم كه به فاصله 3 كيلومتر از ابتداي گردنه ساخته شده است. محل بناي كاروان سرا، دامنه كوه در جايي واقع مي باشد كه كم تر در معرض كولاك برف و طوفان ها قرار مي گيرد. حجم بنا 21× 30 متر، سقف تمام حجره ها ضربي آجري و از نوع مدور در پنج رديف ساخته شده است. كاروان سراي دوم (سفلي) به فاصله 7 كيلومتر از كاروانسراي عليا در محوطه اي مسطح و مشرف به رودخانه قرار دارد. اين كاروانسرا محوطه بزرگ تر و گسترده تري را در بر گرفته و از دو بخش، شامل حياط و قسمت مسقف كه داراي حجرات متعددي مي باشد، تشكيل شده است. مصالح ساختماني اين كاروانسرا مانند كاروانسراي علياي گردنه است. نوع بنا و سبك معماري آن نشان مي دهد كه هر دو هم زمان ساخته شده اند.

 


جمعه چهارم 9 1390

شهرستان اهر در منطقه اي كوهستاني و كشاورزي قرار گرفته است. شهرستان اهر از شمال به كليبر، از جنوب به هريس، از باختر به ورزقان و از خاور به مشكين شهر اردبيل محدود مي شود. مركز اين شهرستان، شهر اهر است كه در درازاي خاوري 47 درجه و 06 دقيقه و در پهناي شمالي 38 درجه و 28 دقيقه و ارتفاع 1341 متري از سطح دريا و در 120 كيلومتري شمال خاوري تبريز و در مسير جاده اصلي تبريز – مشكين شهر قرار گرفته است.

جمعه چهارم 9 1390

اهر يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه پيش از اسلام اوزانلار نام داشته و به نام ميمد نيز مشهور است. بعد از ظهور اسلام به نام اهر يا اهريچ خوانده شد كه حاكم نشين قره داغ بود. شهرستان اهر در منطقه اي كشاورزي قرار گرفته و در زمينه ي كشاورزي، دام پروري و باغ داري از امكانات طبيعي و نيروي انساني خوبي برخوردار است. در شهرستان اهر؛ جاذبه هاي طبيعي و تاريخي بااهميتي مي توان ديد. به همين سبب اين شهرستان در صنعت گردشگري نيز ايفاگر نقش قابل توجهي است. بيش تر دره ها و بلندي هاي شهرستان اهر؛ پوشيده از جنگل و مرتع است. جنگل هاي زيباي ارسباران، چشمه هاي آب معدني گازدار عربشاه، آّب معدني مشك عنبر، آب معدني دره آبش احمد و آب معدني آبريس همراه با ساير عوامل طبيعي از جمله رودخانه ارس، دشت اهر و تالاب ها و ارتفاعات منطقه؛ چشم انداز زيبايي از طبيعت شهرستان اهر را به نمايش مي گذارند .
پيشينه ي تاريخي و گذشته ي شهرستان اهر نيز سبب وجود جاذبه هاي معماري و تاريخي چون: تپه هاي باستاني، مساجدقديمي، قلعه ها و كاروان سراهاي تاريخي در منطقه شده است. از جمله مهم ترين مكان هاي تاريخي شهرستان اهر مي توان بازاراهر را كه يكي از زيباترين بازارهاي آذربايجان شرقي است، حمام كردشت و بقعه شيخ شهاب الدين اهري را نام برد


دسته ها : اهر
جمعه چهارم 9 1390
X