ستار خان و باقر خان

     لشكركشي بزرگ يپريم ارمني به  اهر ومقاومت رحيم خان دربرابر وي شايدنقطه عطف تاريخ ايران بوده باشد كه درخاك پاك اين خطه رقم مي خورد، مي گوينداگر قدرت شصت تيرهاي مدرن افراديپريم نبودند! واگر شاهسونها خلف وعده نكرده بودند! چه بسا طومارمشروطيت ومشروطه خواهي دراهرپيچيده  مي شد وتاريخ كشور اينگونه كه هست نوشته نمي شد.

رحيم خان شكست مي خورد، ودرارك تبريزكشته مي شود اماتاريخ قره داغ پايان نمي پذيرد اين بار اميرارشد نامي از طايفه حاج عليلو درقلب تاريخ كشورمي تازد وصاحب نام وآوازه  مي شود، معروف است بعداز جنگ با سيميتقو تصميم به فتح تهران را داشت، آن هنگام كه شاه جوان قاجارمضطرب وپريشان بوده وژنرال آيرون سايد انگليسي باهمكاري رضاخان ميرپنج وسيدضياء طباطبائي نقشة شوم كودتا را براي كشور تدارك مي ديده اند.

وقايع تاريخي ازاين دست بيانگر نقش بااهميت مردم اين سامان درتاريخ ايران است بطوريكه تاريخ ارسباران به تنهائي بخش مهمي ازتاريخ معاصركشوررا بازگو مي كند. بااين اوصاف داخل شهراهردرمواجهه با چنين رويدادهائي كاملاً آگاه بوده است درسايه امنيت واقتدار رؤساي طوايفي كه همواره بعنوان حاكمان قره جه داغ منسوب مي گشتند فعاليت اقتصادي  دامنه داري را دنبال وثروت اندوزي نمايند، درواقع شهراهر درمقايسه باديگر شهرهاي همسطح، يك طبقه منسجم ازثروتمندان وزمينداران را داشته است كه درطول ساليان نسل اندرنسل ثروت ومنزلتشان محفوظ بوده است. معروف است بعد از غارت اردبيل كه  اين بارشاهسونها رحيم خان را هم دركنارخود داشته اند، برخي همراهان نقشة حمله به اهر  را هم مي كشيده اند كه بامخالفت آشكار آقاخان نصرت الملك مواجه مي شوند. موضوعي  كه خود رحيم خان نيز هرگز تمايلي بدان نشان نداده و سبب آزردگي خاطر شاهسونها ازوي  شده است. بدينسان بود كه مردم اهر درصلح وآرامشي چنين پايدارمي توانستند ازمجموع ظرفيتها وقابليتهاي نهفته بهره ها ببرند. بيش ازهزار روستاي آبادوپررونق از منتهي اليه خداآفرين گرفته تا قلب محال خاروانا، فقط به بازار اهرجهت دادوستد دسترسي داشته اند، كاروانسراهاي داخل شهر هرروز پذيراي مردمي بوده اند كه محصولاتشان را براي فروش درمراكزمتعدد تجاري شهر عرضه مي كردند، علاوه بربازار سرپوشيده اهر كه تقريباً بناي آن دست نخورده باقي مانده است راسته سه دكانلار وراسته مسجدسفيد به اضافه محلة  قلعه قاپوسي ازمراكز مهم دادوستد در اهر بشمارمي رفته است. همچنين وجود بازارهاي به اصطلاح تخصصي كه محلّ تجمّع اصناف وپيشه هاي خاصّي بوده اند، ازجملة آنها مي توان به بازار مسگران (مسگرخانه)، بازاركلاه دوزان، راسته آهنگران، ميدان دواب، ميدان تره بار  و . . . كه هركدام به تنهائي حكايت ازحجم بالا وقابل توجهي ازعرضه وتقاضادربازاراهر داشته ودلالت بر نوعي ازانضباط شهري و اعمال مديريت عمومي صحيح دراجتماع آن دوران مي نموده است.

    

                                  بازار اهر در سالهاهاي ۴۶ و ۱۳۴۷

  حاكم شهر درمحلي معروف به قلعه مي نشسته است كه متاسفانه امروزه هيچ آثاري ازعمارت وبناي مربوط به آن باقي نمانده ولي ازشواهد و قرائن خصوصاً روايات قديمي ها پيداست كه عمارت آن درمحلة قلعه قاپوسي بوده است. (اين محله هنوز هم  به همين نام خوانده مي شود) 

مجموعة شهر اهر از سه محلة مجزا تشكيل مي شده است كوي ساداتلو، كوي نخجوانلو   و كوي باغبانلو. هر سه محله مسكوني بوده و درحدفاصل آنها باغات انبوهي وجود داشته كه تنها ازطريق معابر وكوچه هائي به مراكز شهر منتهي مي شدند، اغلب خانه ها درعرصه هاي وسيع بنا شده و نوع مصالح بكاررفته درديوارهاي آنها خشت خام بوده و درتزيين نماي بيروني ساختمانهاي ثروتمندان واربابان آجرهاي رسي پخته بكارمي رفته است، بطوريكه تاهمين اواخر بيشتر اين بناها قابل استفاده بود و هرناظر تيزبيني ازمشاهدة زيبائي وتقارن قابل تحسين آنها مي توانست به وجود معماران چيره دست محلي و ساكنين خوش سليقه و باذوق آنها درآن دوران پي ببرد. در ساختن سقف بناها درختان سپيداروتبريزي بكار مي رفته كه روي آن را باتخته يا چوب حاصل از شاخه هاي همان درختان پوشانيده وسپس  با استفاده ازخاك و كاه گل تراز مي كرده اند. البته درخانه هاي اربابي چوب هائي موسوم به بغدادي را با مهارت خاصي جهت تزيين نماي داخلي سقف ها (مشابه سقفهاي كاذب امروزي) بكارمي بردند كه درنوع خود بسيار جالب توجه بوده وعرصه اي جهت هنرنمائي نجاران آن روزگار، تا از مصالح چوبي نقش ونگارهاي زيبا وخيال انگيزي بيافرينند.                   

آب شهر از تعدادي قنات تامين مي شده كه درمحله هاي مختلف شهر وجودداشته و آب  قنات ها را معمولاً ازطريق جوي هاي واقع درمعابر عمومي جهت استفاده عموم وآبياري باغات داخل شهر جاري مي كردند. امروزه هيچ اثري ازاين قنات ها بچشم نمي خورد       وتقريباً همه آنها ازبين رفته است. باتوجه به ارتفاع سطح بناي بقعه شيخ شهاب الدين بسيار بعيد مي نمايد بدون استفاده از پمپ، زماني توانسته باشند آب رودخانه اهر چاي را برروي اراضي اطراف بقعه شيخ شهاب الدين سواركنند. بناءً دراخباربه اينكه، آب قنات محله چلب وردي را ازمنتهي اليه شمال شهر، براي تامين مصرف آب در بقعه ودرختان اطراف آن به جنوبي ترين نقطه شهرمي برده اند، ترديدي روا نيست.

علاوه بر قناتهاي داخل شهر، باغات اطراف شهراز آب رودخانه اهر چاي تامين مي شده است. يادآوري تعداد وانبوهي اين باغات و اتصال آنها به باغات داخل درمحدوده محلات شهر،  مي تواندگوشه اي ازعظمت ازدست رفته و آباداني وعمران زايدالوصف شهراهررا در دورانهاي قبل درخاطره ها زنده كند. زيرا باگسترش بي رويه شهر وافزايش افسارگسيخته جمعيت درآن، روز بروز از تعداد و مساحت اين باغات كاسته شده و امروزه ساكنين شهراهر را درمقايسه با شهرهاي مشابه، از نعمت درآمد و سايربركات باغ هاي حاشية شهري محروم وبي نسيب نمايد. درجوار رودخانه اهرچاي هنوز آثار وبقاياي باغات واراضي بزرگ آبي بچشم مي خورد كه درروزگاري نه چندان دور، عمده ترين محل درآمد ومعيشت ساكنين محله باغبانلو درحاشية جنوبي شهر بوده است،  بطوريكه درتوصيسف اهميت وكثرت باغبانان وكارگران شاغل در باغات واراضي آبي مذكور، همين بس كه بعنوان يك طبقه اجتماعي مشخص وجاافتاده اي شمرده شده واغلب در يك محله بخصوصي متمركزبوده اند. امروزه  اين محله باحفظ تركيب وبافت قديمي  باقي مانده و درمقايسه با قسمت هاي ديگر ازشهر داراي ويژگي هايي ست كه ازجمله مي توان: خانه هاي باعرصة كوچك و كوچه ها و معبرهاي تنگ وپيچ درپيچي را درآنجامشاهده كرد كه در سينة ثپه اي واقع شده است. انتخاب چنين محلي باخصوصًيات ذكر شده جهت احداث خانه هاي باغبانان وكارگران باغات واراضي آبي ناشي ازاين طرزفكر بوده است كه اولاً  فاصلة محل زندگي اين طبقه با محل كارآنها كمتر باشد، خصوصآً بادرنظرگرفتن اينكه اغلب درفصلهاي بهار وتابستان افراد اين طبقه با اعضاءخانوادةشان جهت مراقبت ازمحصول دركلبه هايي واقع درباغات زندگي  مي كرده اند، ثانياً ارزش زمين براي اين طبقه درآن محل بسيار زياد بوده وسعي وافرداشته اند كه براي احداث خانه مسكوني ومعابر، اززمين بي مصرف وكم ارزش استفاده كنند، برعكس ساكنان محلات ديگر، كه باغات واقع درآنها كمترازجنبه اقتصادي شان مدنظر بوده است.

 

 قحط و غلا در ارسباران

 

از زمان قديم اطلاعاتي در دست نيست .لكن در اين يك قرن سال 1288و1320 قمري در تبريز و ساير جاها و با شيوع يافتن(بيماري وبا) و منطقه قراجه داغ بواسطه ارتفاع محل يا علل ديگر چندان گرفتار نبوده بطوريكه وليعهد و رجال ديگر نيز به ارسباران آمده و تا رفع وبا و بلا در اين ولايت گذارده اند

مرحوم حكيم الملك صحبت ميكرد در وباي 88 بچه بوده درمعييت خانواده خود بقرا خلج و كقالق اهر آمده و تا خاتمه وبا در آنجا مانده اند در قحطي 1336 قمري كه همه جا حتي ارسباران انبار غله آذربايجان دچار قحطي شده بود خود نگارنده آنروزها را بياد دارم كه موقع رفتن به مدرسه از هر جا ميگذشتيم روي نعش ها پارچه كشيده براي دفن مرده ها و نگاهداري زنده ها پول و اعانه جمع ميكردند . ده ها نفر زن و مرد برهنه كه از فرط لاغري و گرسنگي - از او مانده بر استخوان پوستي- با قيافه هاي وحشتناك دور لاشه اسب و الاغ جمع شده و براي بردن و خوردن تكه از گوشت آن همديگر را چنگ ميزدند . و وضع طوري شده بود كه احتياطا همراه نوكر به مدرسه ميرفتيم البته اذيت و آزار اشرار حاجي خواجه لو و غيره نسبت به زارعين و دهات اطراف و دنباله جنگ بين الملل و پراكندگي اردوهاي متلاشي شده روسي هم در تشديد اوضاع بي تاثير نبود.

تاريخ مينويسد در يكي از محاصره هاي هرات طوري قحط و غلا شد كه سر لاشه سگ و گربه افراد همديگر را ميكشتند . اعوذ بالله من الجوع. چندين كميسيون اعانه و خيريه در شهر تشكيل و هر كس بقدر مقدور كمك ميكرد لكن كشته از بسكه فزون بود كفن نتوان كرد گندم خرواري سيصد الي چهار صد تومان رسيده و آن موقع ليره يكي دو تومان بود و حالا هفتاد و شش تومان است.

از اينقرار خرواري ده هزار تومان ميشود. خانواده هاي بسياري از بين رفته و معدودي هم از اين فاجعه ببركت و نوا رسيدند و عده زيادي تلف شد كه شرح آن باعث صد گونه ملال است.

 

 

نام اهر از كجا سرچشمه گرفته است؟

  سرزمين وسيع ارسباران به مركزيت اهر يكي از زيباترين مناطق كشور پهناور ايران محسوب ميشود اين منطقه كه شامل شهرستانهاي اهر و كليبر ميباشد به علت قدمت تاريخي و تمدن كهنش و پوشش زيباي گياهي "جنگلهاي معروف ارسباران"هنوز هم مورد لطف هيچ دولتمردي قرار نگرفته . نه تنها در حال حاضر بلكه از زمانهاي قديم اين بي توجهي وجود داشته چنانكه در زمان صفويه بدليل توجه پادشاهان صفوي به شهر هاي اردبيل و تبريز اين شهر را از غافله رونق و پيشرفت عقب انداختند.وجه تسميه اهر: مورخان در مورد علت نامگذاري اين شهر به اهر به موارد گوناگوني اشاره كرده اند از جمله اينكه نام اين شهر در قديم ميمند بوده چنانچه نويسنده كتاب حدود العالم در سال 375 ه.ق از اهر بنام ميمند نام برده و اين منطقه را منطقه اي بسيار آباد توصيف كرده استبعضي ديگر از مورخان در مورد نام اهر اينگونه بيان كرده اند كه اهر از كلمه ا ه ر "بفتح الف و سكون ه" كه در زبان عربي معني درخت ون را ميدهد.گرفته شده است. چرا كه در اين منطقه خوش آب و هوا بعلت وفور درختان ون به اين نام ناميده شده است .كه بعدها اهر نام ميگيرد.چنانكه در قرون اوليه اسلامي از آن بنام اهريج ياد شده استعده اي ديگر از مورخان نيز نام اين شهر را ريشه در عقايد مذهبي آنان دانسته چنانكه كلمه اهر را از كلمه هر و هور كه بمعناي خورشيد ميباشد و نشان دهنده مذهب مهر و هور پرستي اين منطقه دارد . همچنانكه اسامي مناطق وابسته به اين شهر تاييد كننده اين موضوع ميباشد مناطق زير مويد مهر پرستي اين مناطق در دوران قديم ميباشدبخش هوراند: همان اهورا وند است به معناي مكان خورشيدبخش خروانق : به معناي نگهبان خورشيد ميباشدو.............. در قسمتهاي بعدي به تاريخ ارسباران و طبيعت بكر اين منطقه و قلعه هاي زيادي كه در اين ديار واقع شده اند خواهيم پرداخت. قلعه معروف بابك خرمدين در اين منطقه قرار داردلازم به توضيح است چون مطالب فوق از تخصص نويسنده خارج است اميد آن ميرود ايرادات و اشكالات آنرا اعلام تا در همين مكان تصحيح گردد باتشكر و امتنان . پيروز و سر بلند باشيد

 


جمعه چهارم 9 1390
X